X
تبلیغات
معلم

معلم

سعی شده در این وبلاگ مطالبی مفید و آموزشی در اختیار شما قرار گیرد .

چرا ناخننت را می خوری فرزندم ؟

کودک شما ممکن است ناخن اش را به علل گوناگونی بجود

حس کنجکاوی، خستگی ،رهایی از استرس، اجبارعادات و... .جویدن ناخن رایج ترین مورد مربوط به عادات عصبی است. مکیدن انگشتان، ناخن زدن به بینی، پیچیدن موها یا کشیدن آنها، ساییدن دندان ها،  دندان قروچه ...

به احتمال زیاد در بزرگسالی هم این عادات ادامه می یابند. یک سوم از دانش آموزان ابتدایی یک دوم از نوجوانان ناخنهایشان رامی جوند و  یک چهارم تا یک سوم از دانشجویان نیز اقرار می کنند که هنوز ناخن هایشان را می جوند.

ناخن جویدن یکی از اختلالهای عادی "نوروتیک" است که معمولاً از 1 تا 5 سالگی آغاز می شود و بتدریج در 9 تا 15 سالگی شدت می یابد؛ اما اغلب در سنین نوجوانی فرد متوجه عادت نامطلوب خود می شود. این اختلال در دخترها بیشتر از پسرها مشاهده می شود و تقریباً در همه گروههای اجتماعی وجود دارد.


جویدن ناخن در کودکان غالبا راهی برای رهایی از سختیها و فشارهای کوتاه مدت و گذرا است.همه بچه ها مضطرب میشوند. یادگیری مسائل جدید در مدرسه یا احساس خجالت در مهمانی یا در زمین بازی  از موارد رایج هستند. اگر کودک شما برای اولین بار در چنین شرایطی ناخن خود را جوید نگران نباشید. در همه این موارد کودک شما سرانجام خودش از این کار دست می کشد

. اما اگر این جویدن طولانی مدت شود و یا اگر تبدیل به یک عادت شود شما نباید منتظر متوقف شدن خودبخودی آن شوید. بسیاری از کودکان فقط هنگامی که فشار روحی- عصبی دارند ناخنهای خود را می جوند که این فشارها می تواند در مواردی نظیر نگرانی، اضطراب، عصبانیت، تماشای فیلمهای مهیج و یا ترس از امتحان و... باشد. در چنین شرایطی، ناخن جویدن راهی برای کاهش فشار درونی فرد است. بررسی ها نشان می دهد اضطراب مهمترین عاملی است که در سبب شناسی این اختلال دخیل است.


اضطراب
به طور کلی، اضطراب انسان از لحاظ وجود یا فقدان موضوع، به دو نوع "آزاد" و "موضوع دار" تقسیم می شود. اضطراب آزاد، احساس وحشت و نگرانی همه جانبه و منتشر است که از موقعیت یا رویدادی خاص ناشی نمی شود، بلکه به صورت مداوم وجود دارد. اما اضطراب موضوع دار، وابسته به موقعیت معینی است، مانند اضطرابی که به علت دیدن فیلمهای ترسناک، مشاهده مشاجره والدین و شرکت در امتحانات یا داغدیدگی ... ایجاد می شود. این نوع اضطراب، نگرانی ذهنی درباره پیش بینی یک تهدید و یا بروز واقعه ای ناخوشایند در آینده است و مهمترین عامل مؤثر در بروز ناخن جویدن، این نوع اضطراب است. بنابراین، ناخن جویدن روشی برای تسکین ناراحتی ها و عصبانیتهایی است که از یک موقعیت اضطراب زا و فشارآور ناشی می شود.


هیجان پذیریبرخی از روان شناسان ناخن جویدن را واکنشی برای تخلیه هیجانها و تمایلات ناخودآگاه فرد برای خودآزاری می دانند و معتقدند این عمل به خاطر احساس گناهی است که در فرد به وجود آمده و به خود تنبیهی و خود آزاری او منجر می شود. از همین رو، ناخن جویدن در افرادی که هیجان پذیرتر از دیگران هستند بیشتر دیده می شود که برای غلبه براین احساس، به طور غیر ارادی اقدام به این رفتار می کنند.
همچنین "وکسلر" روان شناس مشهور، در این زمینه می گوید: کودکانی که ناخنهای خود را می جوند به قدری بی قرار و آشفته اند که حتی در خواب نیز آرامش ندارند و معمولاً دندانهایشان را به هم می سایند.


تقلید یکی دیگر از عوامل دخیل دراین اختلال "تقلید" است؛ به طوری که اگر یکی از والدین، اطرافیان و یا همسالان کودک، عادت به ناخن جویدن داشته باشند، احتمال اینکه کودک فوق مبتلا به چنین اختلالی شود، بیشتر از کودکان دیگر است. زیرا کودکان برخی از رفتارها را به طور ناخودآگاه از والدین و اطرافیان تقلید می کنند. از این رو، هنگامی که می بینند الگوهای رفتاری شان در مواقع ناراحتی و فشارهای روانی این عمل را انجام می دهند، یاد می گیرند برای رفع تنشهای درونی خود، به جویدن ناخن بپردازند.

عوامل تشدید کننده اختلال ناخن جویدن

بنابر اعتقاد روانشناسان کودک، توجه بیش از حد به عمل ناخن جویدن، سبب تشدید این رفتار می شود. به همین دلیل، بهتر است به جای توجه به عمل شخص به خود او توجه کنید و عامل به وجود آورنده ناخن جویدن را بررسی کنید؛ زیرا درمان اساسی هر اختلال تنها با شناخت عامل به وجود آورنده آن امکان پذیر است. در اکثر موارد، درمان پیشنهادی ناخن جویدن، روان درمانی است.
همچنین، بررسیهای انجام شده دراین زمینه نشان می دهد، سرزنش، تنبیه و تهدید نه تنها این رفتار را کاهش نمی دهد؛ بلکه تأثیر منفی دارد و سبب تشدید این عادت می شود و یا اینکه رفتار نامطلوب دیگری از قبیل تیکهای عصبی، جانشین آن می شود.
روشهایی از قبیل بستن ناخن برای ترک ناخن جویدن، مالیدن داروهای تلخ و بدمزه و... مؤثر نیست، بلکه با ایجاد اضطراب در کودک موجب می شود بیشتر به این رفتار بپردازند، ضمن اینکه اعتماد به نفس او را کاهش می دهد.
یکی دیگر از اساسی ترین روشهای کاهش اختلال مزبور این است که هیجان پذیری فرد را با ایجاد بهداشت روانی در زندگی او کاهش دهیم به عبارت دیگر، مسایلی را که سبب هیجان پذیری او می شود، شناسایی کنیم و درصدد رفع یا حداقل تخفیف آنها برآییم. چون با کاهش و رفع اضطراب و ناراحتی شخص، رفتار ناخن جویدن هم از بین می رود. بدین ترتیب، قبل از هر اقدامی باید علت بروز هیجانهای نامطلوب را مشخص کرد. به عنوان مثال، در برخی موارد مشکل اصلی در خود والدین است، چه بسا اگر اختلاف و مشکلات والدین برطرف شود، درمان نیز آسان تر خواهد شد. اگر در زمینه فوق اقدام به درمان ناخن جویدن کودک کنیم، فقط نشانه آن را از بین برده ایم؛ ولی مشکل اصلی به قوه خود باقی خواهد ماند و این رفتار پس از مدتی کوتاه، دوباره مشاهده می شود. مثل فردی که دچار درد دندان می شود بدون مراجعه به دندانپزشک از داروهای مسکن برای تسکین درد استفاده کند، گرچه این داروها موقتاً درد را تسکین می دهد؛ اما پس از چند ساعت دوباره درد را احساس می کند، به این دلیل که مشکل وی ریشه یابی و درمان نشده است.

برای ناخن جویدن چکار کنیم؟


اضطراب را کنترل کنیم.اولین واکنش ما وقتی که کودکمان کاری می کند نگران می شویم اینست که آن رفتار را متوقف کنیم و اهداف بلند مدت تعیین کنیم.قبل از انجام اینکار ضروری است تا عادات کودکتان را  تعیین کنید.با علل اصولی و صحیح در مورد اینکه آیا این استرس در زندگی کودک شما نیاز به کنترل دارد؟ فکر کنید و تصمیم بگیرید.

در مورد چیزهایی که فکر می کنید کودک شما را نگران کرده است فکر کنید. مثل جابجایی اخیر، طلاق و جدایی در خانواده و یا یک کودکستان جدید. تلاش کنید تا او حرف هایش را در مورد نگرانی هایش به شما بگوید. یک راه آسان برای کمک به بیشتر بچه ها که در مورد این کارشان حرف بزنند  این است که شما در طی این زمان در مورد ناخن جویدنش دلایل مضحک و خنده دار بگویید.

مثلا: من می دونم چرا این کار را می کنی! می خوای دندون هاتو تیز کنی!" در این مواقع ممکن است او بی درنگ دلیل رفتارش را به بگوید.

عیب جویی و تنبیه نکنید.تا وقتی که کودک شما خودش واقعا نخواهد که این کار را ترک کند، شما نمی توانید کار زیادی در این مورد برایش انجام دهید.مانند دیگر عادات عصبی ناخن جویدن هم به صورت ناخودآگاه است. اگر کودک شما نداند که چکار باید بکند،تنبیه،نق زدن و آزار رساندن به او بی فایده است. حتی بزرگسالان هم در مورد ترک عادات اوقات وحشتناکی را دارند و بیشتر والدین وقتی در این باره فکر می کنند می فهمند که آنها الگوی منظمی ازاین رفتارها هستند. صادقانه بگویند که مثلا هنگامی که به تلفن صحبت می کنند با گوش ها یا موهایشان بازی می کنند؟

! اگر شما نمی توانید به خوبی این کار را متوقف کنید، با کودکتان با روشی مهربان  و آرام صحبت کنید و توضیح دهید که ناخن جویدن او کمکی به حل مشکل اش نمی کند و شما دوست ندارید این صحنه ها را نگاه کنید و بنابراین اتاق را برای مدت کمی ترک کنید.درکل اگر او برای مدت طولانی این کار را تکرار کرد و صدمه ای به خودش نزند و استرس اش هم پایان نپذیرفت، بهترین کار اینست که ناخن هایش را تمیز و پاکیزه نگهدارید. کوتاه کردن ناخن هایش و  کم کردن وسوسه جویدن ناخن و کاهش بلع میکروب ها  در او را مورد تاکید و توجه قرار دهید. اگر شما او را برای توقف  رفتارش تحت فشار قرار دهید، تنها به استرس ها و خطر تشدید رفتار وی اضافه کرده اید.

علاوه براین هر گونه مداخله مستقیم در این خصوص از قبیل استفاده از رنگ های زننده، محلول های بدمزه روی انگشتان، تنها باعث تشدید رنج و عذاب وی می شود، اگرچه ممکن است که شما فکر کنید این راه حل مناسبی است یا نه. سر و صدای کمتر در مورد این عادت و اینکه خیلی برای ترک آن شلوغ نکنیم به کودک کمک می کند تا برای ترک آن بیشتر آماده شود.هنگامی که او از شما درخواست کمک می کند به او کمک کنید.اگر دوستان کودکتان او را به خاطر ناخن جویدنش مسخره می کنند، ممکن است او سریعا حاضر به ترک این عادت شود و از شما کمک بخواهد. ابتدا با او در مورد اذیت شدن توسط دوستان اش صحبت کنید و سپس او را تشویق کنید تا به شما بگوید که چه احساسی باعث می شود که او این کار را بکند و بعد راه حل احتمالی را مطرح کنید.در مورد ترک عادات صحبت کنید.

 

 

 

☻ اگر شما به مشکلات پشت کنید  سختی ها هیچگاه  به شما پشت نخواهند نمود بهترین راه ، مبارزه پیگیر  و همیشگی با سختی هاست . ارد بزرگ ☻

+ نوشته شده در  شنبه هشتم خرداد 1389ساعت 16:4  توسط جمیله دولت ابادی  | 

10 مسئله عجیبی که درمورد خودتان نمی دانستید!!!!

 

 

1) معده یک اسید فاسد ترشح می کند.

یک مایع بسیار خطرناک است که نیروهای امنیتی هیچ فرودگاهی نمی تواند از شما جدا کند: این مایع در معده تان قرار دارد. سلولهای معده شما اسید هیدروکلرویک ترشح می کنند که ترکیبی فاسد و خورنده است که برای ضدزنگ کردن فلزات استفاده می شود. این ترکیب فلز را داغان می کند اما لایه غشایی معده از این ماده سمی در دستگاه گوارش محافظت می کند تا غذاهای شما را تجزیه کند.

2) وضعیت بدن بر حافظه تاثیر می گذارد.

سالگرد ازدواجتان را یادتان نمی آید؟ اشکالی ندارد روی یک زانو خم شوید به یادتان می آید. خاطرات در حواس ما قرار گرفته اند. یک رایحه یا صدا یک خاطره خیلی دور از بچگی را برایتان زنده خواهد کرد. ارتباطات بین این حواس و خاطرات آشکار یا گاهی مرموز هستند. یک تحقیق جدید به کشف این ارتباطات کمک می کند. خاطرات گذشته وقتی در حالت و وضعیت بدنی مشابه قرار بگیرید سریعتر به ذهنتان می رسد.

3) استخوان ها برای تنظیم موادمعدنی بدن می شکنند.

علاوه بر محافظت از اندام ها و عضلات بدن، استخوان ها به تنظیم سطح کلسیم در بدن نیز کمک می کنند. استخوان ها حاوی فسفر و کلسیم هستند که دومی مورد نیاز عضلات و اعصاب می باشد. اگر ذخیره این عنصر در بدن کم باشد، برخی هورمون های خاص باعث می شود استخوان ها شکسته تا سطح کلسیم بالا رود تا جایی که به یک غلظت خاص و مناسب از این عنصر در خارج سلولها برسیم.

4) بیشتر غذایی که می خوریم برای مغز است.

مغز بااینکه فقط 2 درصد از وزن بدن را تشکیل می دهد، 20 درصد از اکسیژن و کالری های آن را می گیرد. برای تامین منابع کافی برای این عضو مهم بدن، سه سرخرگ مغزی اصلی بطور مداوم اکسیژن به مغز پمپاژ می کنند. هرگونه انسداد یا پارگی در یکی از این رگ ها باعث گرسنه ماندن سلولهای مغزی می شود و موجب می شود که عملکرد مغزی در آن ناحیه آسیب ببیند و منجر به سکته شود.

5) هزاران تخمک غیرقابل استفاده توسط تخمدان هستند.

وقتی خانم ها به اواخر چهل و اوایل پنجاه سالگی خود می رسد، چرخه ماهانه قاعدگی که سطح هورمون ها را در بدن او تنظیم می کند و تخمک ها را برای تلقیح آماده می کند، خاموش می شود. تخمدان ها  همینطور استروژن کمتر و کمتری تولید می کنند و این مسئله موجب تغییرات احساسی و جسمی در بدن زن می شود. فولیکول های رشد نیافته تخمک دیگر مثل قبل منظم تخمک تولید نمی کنند. یک دختر نوجوان به طور متوسط 34،000 فولیکول رشد نیافته تخمک دارد در حالیکه تقریباً فقط 350 تای آن در طول زندگی وی رشد می کنند و بالغ می شوند. تخمک های استفاده نشده بعداً خراب می شوند.

6) بلوغ ساختار مغز را تغییر می دهد.

می دانیم که تغییرات هورمونی در بدن برای تحریک رشد و آماده کردن بدن برای تولید مثل لازم هستند اما چرا نوجوانان اینقدر از نظر احساسی ناخوشایند هستند؟ هورمون هایی مثل تستوسترون رشد نورون های عصبی در مغز را تحت تاثیر قرار می دهند و تغییراتی که در ساختار مغز ایجاد می شود تغییرات رفتاری زیادی را در بر دارد. با بالغ شدن ناحیه جلویی غشای مغز، خامی احساسی، بی عاطفگی و قدرت ضعیف در تصمیم گیری را باید انتظار داشت.

7) موهای سلولی ماده مخاطی را حرکت می دهد.

اکثر سلولها در بدن پوششی مو مانند روی خود دارند که به عملکردهای بسیاری در بدن کمک می کند، از هضم غذاها گرفته تا شنوایی. در بینی، این موها به خشک کردن ماده مخاطی در حفره بینی تا گلو کمک می کند. هوای سرد این فرایند خشک کردن را کندتر می کند و باعث می شود که ماده مخاطی بالا بیاید و باعث شود که آب بینیتان بیاید.

8) دندان عقل فقط جای دندان ها در دهان را تنگ تر می کند.

سیر تکامل بی عیب و کامل نیست. اگر بود باید به جای دندان عقل بال در می آوردیم. گاهی اوقات ویژگی های بی استفاده در برخی انواع موجودات ایجاد می شود فقط به خاطر اینکه آسیبی نمی رساند. اما دندان عقل همیشه هم توسط دندانپزشکان جراحی و کشیده نمی شد. در گذشته، این دندانها یک ست دیگر از دندان های آسیاب بودند اما با رشد مغز، ساختار استخوان فک ما تغییر کرد و باعث شد که دیگر دهان جایی برای دندان عقل نداشته باشد.

9) دنیا با شما می خندد.

همانطور که وقتی کسی کنار شما خمیازه بکشد شما هم به خمیازه می افتید، شواهد جدید نشان می دهد که خنده هم تقلید برانگیز است. شنیدن خنده ناحیه مغز را تحریک به آن حرکت در صورت می کند. تقلید نقش مهمی در روابط اجتماعی دارد. اشاراتی مثل عطسه کردن، خندیدن، گریه کردن و خمیازه کشیدن راهی برای ایجاد روابط اجتماعی قوی بین یک گروه است.

10) پوست شما چهار رنگ دارد.

همه پوست ها در حالت عادی سفید کرم رنگ است. رگ های خونی نزدیک به سطح پوست سرخی به آن می دهد. رنگ دانه زرد هم پوست را تحت تاثیر قرار می دهد. همچنین ملانین قهوه ای رنگ هم که در واکنش به اشعات فرابنفش ایجاد می شود در تعداد بالا رنگ سیاهی به پوست می دهد. این چهار رنگ در اندازه های مختلف میکس شده و رنگ پوست همه نژادهای کره زمین را می سازد.

 

 

☻ بردباری در توان هر کسی نیست کسانی که بردبارند فرمانروایی می کنند ارد بزرگ  

 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم خرداد 1389ساعت 13:39  توسط جمیله دولت ابادی  | 

§§§ سیب بخورید §§§

سیب، یکی از سلامت بخش‌ترین خوراکی‌های اطراف ما محسوب می‌شود. از زمان‌های گذشته مردم جهان علاقه‌ی فراوانی به میوه‌ها داشتند. طبق نظر مورخان، منشاء اصلی سیب مناطق سردسیر شمال اروپا بوده و از آنجا این میوه‌ی با ارزش و مفید به نقاط دیگر جهان منتقل شده است.

سیب یکی از میوه‌هایی است که قبل از دیگر میوه‌ها شناخته شد. تمدن انسان از دیر باز با سیب پیوند خورده است. سیب نشانه‌ی عشق و باروری، دوستی، زیبایی، خوش‌بختی، تندرستی، دانایی، خوشی، نیرومندی و ... می‌باشد. سیب دارای انواع بسیار متفاوتی است.

افرادی که به طور منظم سیب می‌خورند، میزان تندرستی خود را افزایش می‌دهند و علاوه بر آن از بروز بیماری‌های متعددی که به‌دلیل کمبود عناصر حیاتی پیش می‌آید جلوگیری می‌نمایند.

همه‌ی سیب‌ها مانند هم نیستند. اندازه، رنگ، بو و مزه‌ی متفاوت در گونه‌های مختلف، تعیین کننده‌ی نوع مصرف آن‌ها است. مواد مغذی موجود در یک سیب به اندازه‌ی آن بستگی دارد، نه نوع آن. انواع سیب پس از مرکبات ( پرتقال ، نارنگی ، لیموشیرین، لیموترش  و گریپ فروت) و موز ، عمده‌ترین میوه‌ی‌ پرورشی در سطح دنیا است.

سیب سرشار از ویتامین‌ها، تانن، مواد معدنی و فیبر (سلولز گیاهی) می‌باشد. ترکیبات شیمیایی موجود در میوه‌ی سیب بر حسب نژادهای گوناگون آن متفاوت است.

از جمله فواید سیب می‌توان به موارد زیر اشاره نمود.

 

سیب در حفظ طراوت و شادابی پوست موثر است

با استفاده از سیب می‌توان ناراحتی‌های شایعی مانند خشکی پوست، ترک خوردگی پوست، رنگ پریدگی و بسیاری از بیماری‌های پوستی  طولانی و مزمن را از بین برد یا نشانه‌های آن‌ها را کاهش داد.

لازم به ذکر است که این قابلیت سیب به دلیل وجود ریبوفلاوین (ویتامین B2)، ویتامین C  و A  ، مواد معدنی مانند آهن، منیزیم، کلسیم  و پتاسیم می‌باشد.


فشارخون را منظم می‌کند

خوردن سیب و حتی بو کردن سیب، باعث کاهش فشار خون  می‌شود. بررسی انجام شده توسط دانشگاه ییل (YALE) نشان داد که تنها یک بار بو کشیدن سیب، فشارخون بیماران را پایین می‌آورد.

برای دندان‌ها و لثه‌ها مفید است

اسیدهای موجود در سیب، هنگام جویدن باکتری‌های دهان  را از بین برده و دندان‌ها و لثه‌ها را تمیز می‌کنند. جویدن یک سیب مانند این است که از یک مسواک طبیعی استفاده کنیم. مطالعات نشان می‌دهند که سیب قادر است ذرات غذایی باقی مانده در پشت دندان‌ها و لثه‌ها را پاک کرده و فساد دندان و بیماری‌های لثه را از شما دور سازد. حتی کسانی که در گذشته از بیماری‌های لثه رنج برده‌اند، خواهند توانست از فواید ناشی از غنی بودن سیب از ویتامینC بهره‌مند شوند.

مواد مغذی موجود در سیب باعث تقویت ساختار دندان‌ها می‌گردد. مینای دندان را محکم‌تر می‌سازد و از جرم گرفتن دندان‌ها پیشگیری می‌کند.

اسیدهای موجود در سیب، اثر ضدالتهاب و باکتری‌کش بر دندان‌ها و لثه دارند. پژوهش‌های علمی نشان داده است که یک ربع ساعت پس از خوردن آهسته‌ی یک عدد سیب‌ترش حدود 90 درصد و بعد از یک ساعت تقریباً تمامی ذرات میکروبی موجود در دهان از بین می‌روند.

جویدن سیب، عضلات فک را قوی‌تر می‌سازد. آب سیب تازه بدون هر مکملی به دلیل اثرات ضد التهاب مواد موجود در آن، دهان شویه‌ای ساده و طبیعی محسوب می‌شود.


از بروز بیماری نقرس و درد مفاصل پیشگیری می‌کند

یکی از بیماری‌هایی که به‌طور مشخص به علت پرخوری و مصرف مداوم منابع حیوانی (گوشت قرمز و چربی) و الکل بروز می‌کند، درد مفاصل و نقرس است. البته آمادگی ابتلا به این بیماری ارثی است. در موارد شدید، بیمار با دارو و کمپرس سرد درمان می‌شود. برای جلوگیری از گسترش و طولانی شدن بیماری پیروی از برنامه‌ی غذایی فاقد گوشت و چربی، لازم است. هم‌چنین سیب میوه‌ای بسیار باارزش است؛ چرا که هم‌چربی چندانی ندارد و هم موجب کاهش اوره می‌گردد.

سیب خام یا پخته مانع تشکیل اسید اوریک در بدن می‌شود و پس از مصرف آن مقدار کلی اسیدهای ادرار، به ویژه اسید فرمیک افزایش می‌یابد. از این رو مصرف آن برای مبتلایان به درد مفاصل  و نقرس توصیه می‌گردد.


مقوی مغز است

سیب مقوی مغز است. به همین جهت برای کسانی که کارهای فکری انجام می‌دهند مفید می‌باشد. به طور کلی سیب به علت داشتن فسفر،  اعصاب و مغز را تقویت می‌کند.

اثر آرام بخشی دارد

دم کرده ی پوست سیب که با اندکی عسل  شیرین شده باشد، نوشیدنی آرام بخشی است. خوردن سیب خام نیز تأثیر آرام بخشی بر دستگاه اعصاب دارد. علاوه بر ویتامین‌های گروه B، منیزیم  و فسفر و برخی عناصر دیگر موجود در سیب اثر آرام بخشی بر اعصاب دارد. هم‌چنین شیرینی سیب و جویدن آن باعث انبساط عضلات منقبض صورت می‌شود.

 

 

 

 

☻ خود را برای پیشرفت مردم ارزانی دار تا مردم پشتیبان تو باشند . ارد بزرگ ☻

+ نوشته شده در  شنبه هشتم خرداد 1389ساعت 10:32  توسط جمیله دولت ابادی  | 

روش های برقراری ارتباط میان خانه و مدرسه

آيا شما به عنوان والدين مي دانيد در قبال ارتباط با مدرسه فرزندتان چه وظايفي بر عهده داريد ؟

 والدين وضيفه دارند به طور مرتب با مدرسه ارتباط داشته باشند و باکسب اطلاعات کافي از وضع درسي و اخلاقي فرزندشان تصميم معقولي براي مشارکت در تربيت آنها
اتخاذ کنند .در برقراري ارتباط بايد به چند نکته توجه کرد :


1- والدين زماني قادر خواهند بود نقش تربيتي خود را به نحو مطلوب ايفا کنند و با مدرسه ارتباطي صحيح برقرار نمايند که از وضع درسي و رفتاري فرزندشان اطلاع کافي داشته باشند .


2- والدين در موقع حضور در مدرسه هميشه بايد حفظ آرامش را به عنوان يک اصل به خاطر داشته باشند . گاهي ممکن است پدر و مادر با مشاهده ي ضعف درسي در دانش آموز و يا گريه هاي او که در دوره ي ابتدايي بيشتر اتفاق مي افتد٬ احساساتي شوند و به صورت خشن و برافروخته با اولياي مدرسه برخورد کنند٬ قطعا چنين حالتي مخل برقراري ارتباط موثر با مسئولان مدرسه خواهد بود .


3- والدين بايد در مدرسه به عنوان ولي حضور پيدا کنند٬ نه به عنوان فردي که در يک جاي خاص مسئوليت دارد . اگر پدر يا مادر دانش آموز در وزارتخانه يا سازماني مسئوليت اجرايي سطح بالايي دارد و در انجا به عنوان رئيس ايفاي نقش مي کند و به
تناسب مسئوليت گاهي امر ونهي مي نمايد نبايد با همان شاکله و با همان انتظارات و تصورات وارد مدرسه شوند .


4-  ارتباط اوليا با مسئولان مدرسه بايد يه طور مستمر باشد٬ معناي استمرار اين نيست که هر روز سري به مدرسه بزنيد بلکه لازم است به طور مرتب در منزل به وضع درسي و رفتاري فرزند خود رسيدگي کنند و بر طبق اطلاعات بدست آمده٬ با مدرسه ارتباط برقرار کنند ۰

 

همکاري خانه و مدرسه در امور آموزش دانش آموزان 


همکاري والدين با مسئولان مدرسه ٬در دوره ي ابتدايي از اهميت و جايگاه خاصي برخوردار است. مي توان گفت بعد اصلي همکاري اين دو را همکاري در مسائل آموزشي و پرورشي تشکيل مي دهد . نخستين نکته اينکه والدين بايد نسبت به پايه تحصيلي و عناوين دروس فرزند خودشان اطلاع کافي داشته باشند و با مطالعه مقدمه و مطالب آغازين کتاب هاي درسي آگاهي نسبي بدست آورند . گاهي در بحث هاي مقدماتي کتاب هاي درسي نکاتي درج مي گردد که مطالعه ي آنها براي والدين ضروري است  .


شناخت نقاط ضعف درسی دانش آموز و همفکری برای آن ضرورت دیگر ارتباط خانه و مدرسه است .پس از گذشت چند هفته از سال تحصیلی می توان در وضع درسی دانش آموز تامل کرد و نقاط ضعف و قوت او را شناخت . مطلب دیگرتوجه والدین و معلمان به ویزگی های روانی کودکان و ارتباط آن با پیشرفت تحصیلی آنان است . به عنوان مثال کودکان نیاز به جلب توجه و ابراز خود دارند .آنها علاقه مند هستند که حاصل کار خودشان را عرضه کنند و بدین وسیله این نیاز در آنان تامین و ارضا شود . این نیاز در دوران مدرسه از طریق ارائه حاصل کارهای خود در امور درسی جلوه گر می شود . مثلا ممکن است کودکی نقاشی بکشد و آن را نزد پدر و مادر خود بیاورد و ارائه دهد .


در مقابل این عمل والدین باید به آن توجه کنند و کودک را مورد تشویق قرار دهند . احتیاج به هدف نیاز دیگر کودک است . اگر کودک بداند که درس را برای چه هدفی می خواند و آثار و نتایج هر یک از مواد درسی به او تفهیم شود علاقه اش به درس خواندن افزایش پیدا می کند.


همکاری خانه و مدرسه در امور رفتاری دانش آموزان


ترس از مدرسه یکی از رفتارهای کودک در دوره دبستان مخصوصا در پایه اول ابتدایی است . علل مختلفی ممکن است این رفتار را به وجود آورند .گاهی ممکن است دور شدن از خانواده به ویژه مادر باعث ترس شود چون در دوره ی ابتدایی رابطه ی عاطفی کودک با خانواده بسیار قوی است و او مایل نیست از پدر و مادر جدا شود ترس از مدرسه و غیبت از مدرسه هم معنا نیستند . ترس از مدرسه با نوعی دل زدگی و تنفر از مدرسه همراه است ولی غیبت از مدرسه همراه با چنین حالت عاطفی نیست
بلکه به علل مختلف ممکن است کودک در طول سال تحصیلی چند دفعه در کلاس درس خود حضور پیدا نکند و این امر باعث عقب ماندگی تحصیلی او شود . گاهی ممکن است بیماری کودک موجب غیبت شود .

                                                        


هر چند بیمار شدن دلیل موجهی برای غیبت است  ولی بعضی از مادران به دلیل یک سرماخوردگی  یا سرفه یا خس خس خفیف مانع از رفتن فرزند شان به مدرسه می شود .در حالی که او را همراه با خود به بیرون می برند ٬در چنین خانواده هایی گاهی با یک سردرد جزئی از رفتن کودک به مدرسه ممانعت می شود .علل دیگر غیبت از مدرسه ممکن است کار کردن باشد . بعضی از خانواده ها از این بابت شکایت دارند که چرا فرزندشان در منزل به پرسشها به خوبی پاسخ میدهد ٬ ولی در مدرسه نمره کمی از معلم می گیرد . به عبارت دیگر کودک توانایی هایی دارد و درس را نیز به خوبی خوانده است ولی دراثر عواملی قادر به ابراز توانایی های خود نیست . گاهی شلوغی کلاس و زیاد بودن عده دانش آموزان مانع از این شود که معلم بتواند با آنها ارتباط کلامی و عاطفی برقرار کند و با شنیدن پاسخ های یک دانش آموز و ارائه توصیه های لازم از توانایی های او آگاهی پیدا کند و در نتیجه درباره ی وی به نحو مطلوب داوری نماید .

 گاهی هم شلوغی مانع نیست بلکه معلم روابط انسانی مناسبی با کودک برقرار نمی کند و در نتیجه
فضای مناسب برای ابراز وجود و ارائه پاسخ های لازم برای دانش آموزان به وجود نمی آید . به عبارت دیگر در اثر فقدان روابط عاطفی سالم توانایی کودک پنهان می ماند و ممکن است او را به عنوان شاگرد تنبل معرفی کند . ممکن است تحقیر دانش آموز توسط همکلاسی ها موجب اختلال عاطفی در او شود و نتواند در یادگیری مطالب موفقیت به دست آورد و یا آموخته های خود را به خوبی عرضه کند . گاهی دانش آموزانی که با لهجه ی متفاوت از دانش آموزان  دیگر صحبت می کنند و یا لباس ویژه ای می پوشند٬ در میان دانش آموزان دیگر احساس غربت می کند از و از جهت عاطفی امنیت خود را از دست می دهدند. هر جا که نیاز های عاطفی کودک تامین گردد٬ برای مطالعه و یادگیری ترغیب می شود هرجا اختلالات عاطفی پیدا شود٬ علاقه به درس و یادگیری در او تضعیف می گردد.

 

 

☻ هرگز به دوستانت كاستي هايشان را در جمع نگو، چون ممكن است عيبهاي خود را برطرف كنند، اما به طور حتم هيچگاه تو را به خاطر اين تذكر نمي بخشند. ☻


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اردیبهشت 1389ساعت 13:5  توسط جمیله دولت ابادی  | 

استان کردستان

كردستان استانی سرسبز و خرم با وسعتی معادل بیست و هشت هزار و دویست و سه كیلومتر مربع در غرب ایران قرار دارد. این استان كه در دامنه‌ها و دشت‌های پراكنده سلسله جبال زاگرس میانی قرار گرفته است، از شمال به استان‌های آذربایجان غربی و زنجان، از شرق به همدان و زنجان، از جنوب به استان كرمانشاه و از غرب به كشور عراق محدود است. مرکز این استان، شهر سنندج است. استان كردستان براساس آخرین تقسیمات كشوری در سال ۱۳۷۵ دارای ۸ شهرستان، ۱۲شهر، ۲۱ بخش، ۷۸ دهستان و ۱۷۶۵ آبادی دارای سكنه بوده است. شهرستان‌های این استان عبارتند از: بانه،‌ بیجار، دیواندره، سقز،‌ سنندج،‌ قروه، كامیاران و مریوان

تاریخ کردستان

استان کردستان بخشی از سرزمینی است که به وسیله مادها حکمرانی می شده است. مرز تاریخی سرزمینهایی که بوسیله مادها اداره می شده، در شمال به «اوراتو»، در غرب به «آشور» و در جنوب و جنوب غربی به ایلام و سومر منتهی می شد. در ابتدا قبایل نژاد آریایی در شرق و غرب دریاچه ارومیه اسکان یافتند. تعدادی از آنان در شرق دریاچه مقیم شدند و آن را «آمادای» نامیدند و قسمتی که در غرب دریاچه ارومیه بود را پارسوا (پارسوما) نامیده می شد. اولین گروه دولت مادها را بنیان نهاد و دومین گروه سلطنت قدرتمند هخامنشیان را به وجود آورد. با توجه به متن دست نوشته داریوش در پرسپولیس و بیستون، دولت شاهنشاهی مادها در ناحیه هخامنشی در ۵۵۰ قبل از میلاد واقع شده و سرزمی مادها یکی از ایالات دولت هخامنشی شد. از زمان سلطنت هخامنشیان، در نواحی پارسها و ساسانیا، ایالت مادها بعنوان یکی از ایالات ایران باستان بنام «ماه» شناخته می شد. این ایالت شامل دو بخش «ماه پایین» یا رازی ماه و «ماه بالا» یا نهاوند ماه بود. در دوران قبل از اسلام سرزمین مادها، «کردستان» نامیده می شد. در زمان حکومت اردلان ها «کردستان»، کردستان اردلان نامیده می شد، به این دلیل که دولت سلسله اردلان بر این ناحیه حکومت می کرد. ناحیه استان کردستان در دوره صفویه شامل ۹ شهر عمده بود: سنه، گروس، الکا، زرین کمر، تقامین، خورخوره، جوانرود، اورامان، الکای بانه، قالازالام و پالانگان. دولتمردان مستقل برای قبایل بزرگ منصوب می شدند. بنا به پیش نویس شماره ۱۲۷۵ در ۱۳۱۶/۹/۹، ایران به شش بخش تقسیم شده بود. استان غربی شامل شهرهای کردستان، کرمانشاه، گروس، باوندپور(کلهر)، پشت کوه، لرستان، بروجرد، همدان، ملایر، خرمشهر، آبادان، خوزستان و کهکیلویه بود. در سال ۱۳۳۷ با توجه به فرمان شورای وزرا کردستان از پنجمین استان جدا شد و استان کردستان را تشکیل داد. شهرهای استان، سنندج، گروس، سقز و قروه بودند.

نام کردستان

کردستان متشکل از دو کلمه «کرد» و پسوند «ستان» به معنی مکان می باشد. کردستان مکان و سرزمین کردها می باشد. ناحیه ای است در ایران واقع شده است. کلمه کردستان برای اولین بار بطور رسمی در دوره سلجوقی بکار برده شد و از آن پس ثبت گردید.

جغرافیا

استان كردستان با مساحت ۲۸۲۰۳ كیلومتر در غرب ایران مجاور كشور عراق بین ۳۴ درجه و ۴۴ دقیقه تا ۳۶ درجه و ۳۰ دقیقه عرض شمالی و ۴۵ درجه و ۳۱ دقیقه تا ۴۸ درجه و ۱۶ دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ قرار دارد كه این مساحت ۷/۱ درصد از مساحت كل كشور را شامل میشود و از نظر وسعت رتبه ۱۶ را در كشور دارا است. از شمال به استانهای آذربایجان غربی و قسمتی از زنجان و از جنوب به استان كرمانشاه و از شرق به استان همدان و قسمتی دیگر از استان زنجان و از غرب به كشور عراق محدود میباشد . از لحاظ اقلیمی و طبیعی استان كردستان منطقه ای كوهستانی می باشد كه دشت های مرتفع و دره های پهن نیز در پهنه منطقه گسترده شده اند. اختلاف ارتفاع بین بلندترین و پست ترین نقاط استان به حدود ۲۴۰۰ متر می رسد. كوه شاهو با ارتفاع ۳۳۰۰ متر بلندترین و منطقه آلوت در بانه با ارتفاع حدود ۹۰۰ متر كم ارتفاع ترین نقطه استان می باشد. كه این اختلاف ارتفاع خود باعث به وجود آمدن اقلیم های متفاوت می گردد.

مردم

استان كردستان یكی از استان های كردنشین در غرب ایران است ، اكثریت ساكنان این استان ، كردزبان هستند كه به لهجه های مختلف تكلم می كنند زبان كردی در استان كردستان و همچنین در استان های ایلام ، کرمانشاه ، همدان ، آذربایجان غربی و شمال خراسان و دیگر كشورها لهجه های گوناگونی دارد اما مهمترین ، پر تكلم ترین و یا به عبارتی لهجه رسمی و ادبی دو شاخه كرمانجی و سورانی است ، شاخه سورانی در استان كردستان لهجه رایج در ادبیات مكتوب است.

آب و هوا

اقلیم كردستان متاثر از توده های هوای گرم و مرطوب مدیترانه ای است كه این توده ها موجب بارندگی هایی در بهار و ریزش برف در زمستانها شده است. این توده های هوایی كه از اقیانوس اطلس و دریای مدیترانه با برخورد به ارتفاعات زاگرس بخش قابل توجهی از رطوبت را بصورت بارش های پراكنده برف و باران در این منطقه نشان میدهند. تعداد روزهای یخبندان ۱۰۹ روز و میزان بارندگی سالانه در شرایط عادی اقلیمی معادل ۵۰۰ میلی متر میباشد. بیشترین میزان بارندگی مربوط به شهرهای مریوان و بانه حدود ۸۰۰ میلی متر در سال و كم ترین میزان بارندگی در ناحیه شرق حدود ۴۰۰ میلی متر و در قسمت مركزی استان یعنی سنندج نزدیك به ۵۰۰ میلی متر در سال است. نفوذ توده‌های مرطوب زمستانی و بهاری در مریوان و دریاچه زریوار تأثیر فراوانی در مرطوب و معتدل شدن هوای این ناحیه دارد. میزان رطوبت و بارش مناسب باعث ایجاد جنگل‌های انبوه بلوط و گونه‌های مختلف درختان جنگلی شده است

کوه ها و قله ها

ارتفاعات، دامنه ها و رشته كوههای متعدد استان كردستان از دیگر قابلیت های تفرجگاهی آن به شمار می آیند. رشته كوههای غرب كشور به صورت رشته هایی موازی، تمامی پهنه استان را در بر گرفته اند و محدوده طبیعی آن را تشكیل میدهند. یخچال های قلل مرتفع، چشمه سارهای فراوان پوشش مناسب جنگلی و مرتعی دامنه های مناطق كوهستانی، به ویژه مناطق نزدیك شهرها (آبیدر، آربابا، شاهو) در جنوب استان عمدتا در روزهای تعطیل، پذیرای گروه زیادی از ساكنین مناطق شهری و مسافران استان هستند. مهمترین كوههای استان كه بیش از ۲۸۰۰ متر ارتفاع دارند عبارتند از : كوه كوچسار، كوه شیخ معروف، كوه پنجه علی، كوه كانی چرمه، كوه حلقه مسیر، كوه سنا سره، كوه میانه، كوه مسجد میرزا، كوه ملاکاوو، كوه حسین بك، كوه پیازه، كوه تخت، كوه هوعالی داغ، كوه چهل چشمه، كوه هواربرزه، كوه چرخ لان، كوه سراج الدین.

جاذبه های طبیعی

بیشر جنگل های استان دراطراف شهرهای بانه و مریوان واقع شده و بعد از جنگل های شمال كشور در درجه ی دوم اهمیت قرار دارد. در حال حاضر جنگل های استان به صورت درختچه و بوته های پراكنده درآمده است. معروف ترین درختان جنگلی این جنگل ها بلوط، گلابی، گردو، سیب وحشی، پسته وحشی، زالزالك، آلبالو جنگلی، نارون، افرا و درخت هایی مانند گز و بید وحشی در كنار رودخانه است. نواحی جنگلی استان عبارت اند از: جنگل های مریوان (۱۸۵۰۰۰ هكتار)، بانه (۵۰۰۰۰ هكتار)، سقز (۷۰۰۰ هكتار) و جنگل های منطقه سنندج كه مساحت آن حدود ۷۸۰۰۰ هكتاراست و بیشتر درغرب كامیاران و جنوب سنندج واقع شده اند. از دیگر جاذبه های طبیعی استان میتوان به پارك جنگلی آبیدر، منطقه اورامان، دریاچه زریوار، آبشاربل، چهل چشمه، سراب قروه و آبشاركویله اشاره کرد.

جاذبه های تاریخی

از جاذبه های تاریخی استان میتوان به: زیویه، سنگ ‌نبشته اورامان، غار کرفتو، عمارت خسروآباد، عمارت مشیر دیوان، عمارت امجدالاشراف، عمارت وکیل الملک، عمارت سالار سعید (موزه سنندج)، عمارت آصف وزیری (خانه کرد)، حمام شیشه، حمام خان، حمام وکیل الملک، حمام قسلان، بازار سنندج، قلعه حسن آباد،قلعه قمچقای، پل قشلاق، برج اشقون بابا، برج اوچ گنبدخان، برج ینگی ارخ اشاره کرد.

 

 

☻ در پشت هیچ در بسته ای ننشینید تا روزی باز شود . راه کار دیگری جستجو کنید و اگر نیافتید همان در را بشکنید . اُرد بزرگ ☻

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اردیبهشت 1389ساعت 0:26  توسط جمیله دولت ابادی  | 

عبدالرحمن شرفکندی (هژار)

 

 

 

عبدالرحمن شرفکندی(۱۳۰۰–۱۳۶۹), ملقب به هَژار (به کردی: هه‌ژار Hejar، به معنی مسکین و تهیدست) از نویسندگان، مترجمان و شاعران مشهور کرد ایران بود.  وی فرزند حاجی ملا محمد بود و در سال۱۳۰۰ هجری خورشیدی در شمال غرب ایران زاده شد. دوران کودکی وجوانی را در مهاباد سپری نمود و هنگامی که‌ ۱۷ سال سن داشت پدرش درگذشت. هژار ناچار درس و تحصیل را بعد از مرگ پدر ، رها کرد و به کسب و کار روی آورد . و به دلیل تحصیل برادران با همه مشکلات شهر نشینی ، به مهاباد نقل کرد . نیاز به امکانات بیشتر موجب شد که کسب و کارش را رونق بیشتری دهد . هنگام برداشت محصول ، از کشاورزان بوکان و روستاهای اطراف گندم و ... می خرید و به تبریز می برد و می فروخت . همچنین گاو و گوسفند معامله می کرد و به کار کشاورزیش هم می رسید .ناگفته نماند که با همه گرفتاریها، علاقه شدید عبدالرحمن جوان به زبان و ادبیات کردی چنان بود که تا سالها بسیاری از دواوین شعرا را خوانده بود و بیشتر آنها را از حفظ داشت . او تخلص هژار " به معنی بینوا و درویش " را برای خود برگزید و با خود عهد کرد که هیچگاه به خاطر مال و مقام ، دست به قلم نبرد .

 اشعار دل انگیز هژار به زودی به دلها راه یافت و ورد زبان خاص و عام شد. و نخستین دیوان اشعارش که ئاله کوک نام داشت چاپ و منتشر گردید و به زبان آذری نیز ترجمه وانتشار یافت . هژار به دلیل مسائل سیاسی پس از دوماه حبس در سقز ، در حالیکه می خواستند او را به مهاباد منتقل کنند در فرصتی موفق به فرار شد و پس از روزها پیاده روی در برف و سرما ، وارد خاک عراق شد . با وجود مشکلات فراوان در آنجا ، دست از مطالعه نکشید و همواره بخشی از مختصر دستمزدش را به خرید کتاب اختصاص می داد . کار طاقت فرسا و سوء تغذیه مسمومش کرد و توسط جمعی از دوستدارانش به بیمارستانی در جبل لبنان انتقال یافت . این بیمارستان کتابخانه‌ى بزرگی داشت حاوی کتاب های ارزشمند بسیار به زبان عربی . هژار دو سال و چند ماه در آنجا بسر برد و در این مدت بیشتر اوقاتش را به مطالعه گذراند و اطلاعاتش را در زمینه زبان و ادبیات عرب تکمیل کرد . بطوری که وقتی به عراق بازگشت به عضویت در مجمع علمی آن کشور درآمد و مجال یافت که به مطالعه و تحقیق بیشتر بپردازد . و به علاوه برخی از اشعار و مقالاتش را منتشر نماید . هژار سه سال نیز در سوریه اقامت گزید . سرانجام هژار بعد از 17 سال به ایران بازگشت . دولت ایران او را در عظیمیه کرج سکنی داد و بدین ترتیب او بار دیگر چندمین بار و در سرپیری ، باز زندگی را از صفر شروع کرد . در دانشگاه تهران ترجمه قانون در طب، تألیف ابوعلی سینا را به او پیشنهاد دادند در ازای دستمزد مختصری ، و با ترجمه اولین کتاب از این اثر ، در محافل علمی و ادبی راه پیدا کرد و به عضویت فرهنگستان زبان فارسی درآمد . با تلاش سخت و خستگی ناپذیر بیشتر ساعات شبانه روز را به تحقیق و تالیف و ترجمه مشغول بود و در سایه این کار پیگیر آثار ارزشمند و کم نظیری را در زمینه های مختلف علمی و ادبی و فرهنگی از خود به یادگار گذاشت ، که از جمله آنها شرح دیوان اشعار شیخ احمد جزیری ، ترجمه دوره کامل قانون ابن سینا در هفت جلد ، گردآوری فرهنگ جامع لغات کردی به کردی و فارسی ، زندگینامه خودش و بالاخره ترجمه کامل قرآن کریم به زبان كردى را می توان نام برد .

 سرانجام در روز پنجشنبه دوم اسفند ماه سال 1369 در تهران بر اثر بیماری جان پاکش به جوار یار شتافت و بدرود حیات گفت . جنازه استاد را به مهاباد منتقل کردند و در حالیکه شهر در ماتم نشسته بود و جمعیت انبوهی از دور و نزدیک برای وداع با وی گرد آمده بودند ، با تجلیل بسیار تا گورستان بداق سلطان مشایعت شد و در کنار هیمن و ملاغفور به خاک سپرده شد . وی در سرودن شعر تحت تأثیر شاعران برجسته‌ کرد مانند احمد خانی، وفایی، ملای جزیری و قادر کویی بود.

از کارهای برجسته او ترجمه کتاب قانون در طب بوعلی سینا از عربی به فارسی، ترجمه رباعیات خیام از فارسی به کردی و فرهنگ کردی به کردی فارسی هه‌نبانه بورینه است.

 

☻ هیچ گاه برای آغاز دیر نیست ، همین بس که به خود بگویم این بار کار نا تمام را پایان می دهم . اُرد بزرگ ☻

+ نوشته شده در  شنبه چهارم اردیبهشت 1389ساعت 13:19  توسط جمیله دولت ابادی  | 

40 عادت آدمهای موفق

 

 

 1) فرصت هايي را مي بينند و پيدا مي کنند که ديگران آنها را نمي بينند.

 2) از مشکلات درس مي گيرند، در حالي که ديگران فقط مشکلات را مي بينند.

 3) روي راه حل ها تمرکز مي کنند.

 4) هوشيارانه و روشمندانه موفقيت شان را مي سازند، در زماني که ديگران آرزو مي کنند موفقيت به سراغ شان آيد.

 5) مثل بقيه ترس هايي دارند ولي اجازه نمي دهند ترس آنها را کنترل و محدود کند.

 6) سوالات درستي از خود مي پرسند. سوال هايي که آنها را در مسير مثبت ذهني و روحي قرار مي دهد.

 7) به ندرت از چيزي شکايت مي کنند و انرژي شان را به خاطر آن از دست نمي دهند. همه چيزي که شکايت کردن باعث آن است فقط قرار دادن فرد در مسير منفي بافي و بي ثمر بودن است.

 8) سرزنش نمي کنند (واقعا فايده اش چيست؟) آنها مسووليت کارهايشان و نتايج کارهايشان را تماما به عهده مي گيرند.

 9) وقتي ناچارند از ظرفيتي بيش از حد ظرفيت شان استفاده کنند هميشه راهي را براي بالا بردن ظرفيت شان پيدا مي کنند و بيشتر از ظرفيت شان از خود توقع دارند. آنها از آنچه دارند به نحو کارآمدتري استفاده مي کنند.

 10) هميشه مشغول، فعال و سازنده هستند. هنگامي که اغلب افراد در حال استراحت هستند آنها برنامه ريزي مي کنند و فکر مي کنند تا وقتي که کارشان را انجام مي دهند استرس کمتري داشته باشند.

 11) خودشان را با افرادي که با آنها هم فکر هستند متحد مي کنند. آنها اهميت و ارزش قسمتي از يک گروه بودن را مي دانند.

 12) بلندپرواز هستند و دوست دارند حيرت انگيز باشند. آنها هوشيارانه انتخاب مي کنند تا بهترين نوع زندگي را داشته باشند و نمي گذارند زندگي شان اتوماتيک وار سپري شود.

 13) به وضوح و دقيقا مي دانند که چه چيزي در زندگي مي خواهند و چه نمي خواهند. آنها بهترين واقعيت را دقيقا براي خودشان مجسم و طراحي مي کنند به جاي اينکه صرفا تماشاگر زندگي باشند.

 14) بيشتر از آنکه تقليد کنند، نوآوري مي کنند.

 15) در انجام کارهايشان امروز و فردا نمي کنند و زندگي شان را در انتظار رسيدن بهترين زمان براي انجام کاري از دست نمي دهند.

 16) آنها دانش آموزان مدرسه زندگي هستند و همواره براي يادگيري روي خودشان کار مي کنند. آنها از راه هاي مختلفي مثل تحصيلات آموزشگاهي، ديدن و شنيدن، پرسيدن، خواندن و تجربه کردن ياد مي گيرند.

 17) هميشه نيمه پر ليوان را مي بينند و توانايي پيدا کردن راه درست را دارند.

 18) دقيقا مي دانند که چه کاري بايد انجام دهند و زندگي شان را با از شاخه اي به شاخه اي ديگر پريدن از دست نمي دهند.

 19) ريسک هاي حساب شده اي انجام مي دهند؛ ريسک هاي مالي، احساسي و شغلي.

 20) با مشکلات و چالش هايي که برايشان پيش مي آيد سريع و تاثيرگذار روبه رو مي شوند و هيچ وقت در مقابل مشکلات سرشان را زير برف نمي کنند. با چالش ها روبه رو مي شوند و از آنها براي پيشرفت خودشان بهره مي برند.

 21) منتظر قسمت و سرنوشت و شانس نمي مانند تا آينده شان را رقم بزند. آنها بر اين باورند که با تعهد و تلاش و فعاليت، بهترين زندگي را براي خودشان مي سازند.

 22) وقتي بيشتر مردم کاري نمي کنند؛ آنها مشغول فعاليت هستند. آنها قبل از اينکه مجبور به کاري بشوند، عمل مي کنند.

 23) بيشتر از افراد معمولي روي احساسات شان کنترل دارند. آنها همان احساساتي را دارند که ما داريم ولي هيچ گاه برده احساسات شان نمي شوند.

 24) ارتباط گرهاي خوبي هستند و روي رابطه ها کار مي کنند.

 25) براي زندگي شان برنامه دارند و سعي مي کنند برنامه شان را عملي کنند. زندگي آنها از کارهاي برنامه ريزي نشده و نتايج اتفاقي عاري است.

 26) در زماني که بيشتر مردم به هر قيمتي مي خواهند از رنج کشيدن و بودن در شرايط سخت اجتناب کنند، افراد موفق قدر و ارزش کار کردن و بودن در شرايط سخت را مي فهمند.

 27) ارزش هاي زندگي شان معلوم است و زندگي شان را روي همان ارزش ها بنا مي کنند.

 28) تعادل دارند. وقتي از لحاظ مالي موفق هستند، مي دانند که پول و موفقيت مترادف نيستند. آنها مي دانند افرادي که فقط از نظر مالي در سطح مطلوبي قرار دارند، موفق نيستند. اين در حالي است که خيلي ها خيال مي کنند پول همان موفقيت است. ولي آنها دريافته اند که پول هم مثل بقيه چيزها يک وسيله است براي دستيابي به موفقيت.

 29) اهميت کنترل داشتن روي خود را درک کرده اند. آنها قوي هستند و از اينکه راهي را مي روند که کمتر کسي مي تواند برود، شاد مي شوند.

 30) از خودشان مطمئن هستند و به احساسات ناشي از اينکه کجا زندگي مي کنند و چه دارند و چه طور به نظر مي رسند، توجهي ندارند.

 31) دست و دل باز و مهربان هستند و از اينکه به ديگران کمک مي کنند تا به خواسته هايشان برسند خوشحال مي شوند.

 32) متواضع هستند و اشتباهات شان را با خوشحالي مي پذيرند و به راحتي عذرخواهي مي کنند. آنها از توانايي هايشان خاطر جمع هستند ولي به آن مغرور نمي شوند. آنها خوشحال مي شوند که از ديگران بياموزند و از اينکه به ديگران کمک مي کنند تا خوب به نظر برسند بيشتر از کسب افتخارات شخصي شان لذت مي برند.

 33) انعطاف پذير هستند و تغيير را غنيمت مي شمارند. وقتي وضعيتي پيش مي آيد که عادت ها و آسايش روزمره شان را بر هم مي زند از آن استقبال مي کنند و با آغوش باز وضعيت جديد و ناشناس را مي پذيرند.

 34) هميشه سلامت جسماني خود شان را در وضعيت مطلوبي نگه مي دارند و مي دانند که بدنشان خانه اي است که در آن زندگي مي کنند و به همين خاطر، سلامت جسماني براي آنها خيلي مهم است.

 35) موتور بزرگ و پرقدرتي دارند. سخت کار مي کنند و تنبلي نمي کنند.

 36) هميشه منتظر بازتاب کارهايشان هستند.

 37) با افراد بدذات و غيرموجه نشست و برخاست نمي کنند.

 38) وقت شان و انرژي شان را روي وضعيت هايي که از کنترل شان خارج است صرف نمي کنند.

 39) کليد خاموش روشن دارند. مي دانند چگونه استراحت کنند و ريلکس شوند. از زندگي شان لذت مي برند و سرگرم مي شوند.

 40) آموخته هايشان را تمرين مي کنند. درباره تئوري هاي عجيب و غريب خيالبافي نمي کنند بلکه واقع بينانه زندگي مي کنند.

+ نوشته شده در  شنبه چهارم اردیبهشت 1389ساعت 12:52  توسط جمیله دولت ابادی  | 

زندگی نامه صادق هدایت

 
                                                                

 
 
صادق هدایت در سه شنبه 28 بهمن ماه 1281 در خانه پدری در تهران تولد یافت. پدرش هدایت قلی خان هدایت (اعتضادالملک)‌ فرزند جعفرقلی خان هدایت(نیرالملک) و مادرش خانم عذری- زیورالملک هدایت دختر حسین قلی خان مخبرالدوله دوم بود. پدر و مادر صادق از تبار رضا قلی خان هدایت یکی از معروفترین نویسندگان، شعرا و مورخان قرن سیزدهم ایران میباشد که خود از بازماندگان کمال خجندی بوده است.
 
 او در سال 1287 وارد دوره ابتدایی در مدرسه علمیه تهران شد و پس از اتمام این دوره تحصیلی در سال 1293 دوره متوسطه را در دبیرستان دارالفنون آغاز کرد. در سال 1295 ناراحتی چشم برای او پیش آمد که در نتیجه در تحصیل او وقفه ای حاصل شد ولی در سال 1296 تحصیلات خود را در مدرسه سن لویی تهران ادامه داد که از همین جا با زبان و ادبیات فرانسه آشنایی پیدا کرد.

در سال 1304 صادق هدایت دوره تحصیلات متوسطه خود را به پایان برد و در سال 1305 همراه عده ای از دیگر دانشجویان ایرانی برای تحصیل به بلژیک اعزام گردید. او ابتدا در بندر (گان) در بلژیک در دانشگاه این شهر به تحصیل پرداخت ولی از آب و هوای آن شهر و وضع تحصیل خود اظهار نارضایتی می کرد تا بالاخره او را به پاریس در فرانسه برای ادامه تحصیل منتقل کردند. صادق هدایت در سال 1307 برای اولین بار دست به خودکشی زد و در ساموا حوالی پاریس عزم کرد خود را در رودخانه مارن غرق کند ولی قایقی سررسید و او را نجات دادند.
 
سرانجام در سال 1309 او به تهران مراجعت کرد و در همین سال در بانک ملی ایران استخدام شد. در این ایام گروه ربعه شکل گرفت که عبارت بودند از: بزرگ علوی، مسعود فرزاد، مجتبی مینوی و صادق هدایت. در سال 1311 به اصفهان مسافرت کرد در همین سال از بانک ملی استعفا داده و در اداره کل تجارت مشغول کار شد.

در سال 1312 سفری به شیراز کرد و مدتی در خانه عمویش دکتر کریم هدایت اقامت داشت. در سال 1313 از اداره کل تجارت استعفا داد و در وزارت امور خارجه اشتغال یافت. در سال 1314 از وزارت امور خارجه استعفا داد. در همین سال به تامینات در نظمیه تهران احضار و به علت مطالبی که در کتاب وغ وغ ساهاب درج شده بود مورد بازجویی و اتهام قرار گرفت. در سال 1315 در شرکت سهامی کل ساختمان مشغول به کار شد. در همین سال عازم هند شد و تحت نظر محقق و استاد هندی بهرام گور انکل ساریا زبان پهلوی را فرا گرفت. در سال 1316 به تهران مراجعت کرد و مجددا در بانک ملی ایران مشغول به کار شد. در سال 1317 از بانک ملی ایران مجددا استعفا داد و در اداره موسیقی کشور به کار پرداخت و ضمنا همکاری با مجله موسیقی را آغاز کرد و در سال 1319 در دانشکده هنرهای زیبا با سمت مترجم به کار مشغول شد.

در سال 1322 همکاری با مجله سخن را آغاز کرد. در سال 1324 بر اساس دعوت دانشگاه دولتی آسیای میانه در ازبکستان عازم تاشکند شد. ضمنا همکاری با مجله پیام نور را آغاز کرد و در همین سال مراسم بزرگداشت صادق هدایت در انجمن فرهنگی ایران و شوروی برگزار شد. در سال 1328 برای شرکت در کنگره جهانی هواداران صلح از او دعوت به عمل آمد ولی به دلیل مشکلات اداری نتوانست در کنگره حاضر شود. در سال 1329 عازم پاریس شد و در 19 فروردین 1330 در همین شهر بوسیله گاز دست به خودکشی زد. او 48 سال داشت که خود را از رنج زندگی رهانید و مزار او در گورستان پرلاشز در پاریس قرار دارد. او تمام مدت عمر کوتاه خود را در خانه پدری زندگی کرد.
 
کتابهای صادق را دریافت کنید
 
مطالب زیر همه به نقل ازسایت زیر می باشد
 
 
فقط برای دیدن کتابها به نرم افزار adobe reader نیاز دارید
 
 
 
 
برای دریافت لینک بقیه کتابها در قسمت نظرات درخواست کنید .
 
+ نوشته شده در  جمعه سوم اردیبهشت 1389ساعت 4:42  توسط جمیله دولت ابادی  | 

یک سری جملات زیبا از بزرگان جهان

 ☻ نفهمی و نادانی سه نوع است : یکی آنکه انسان هیچ نداند ، دوم آنکه آنچه را که لازم است نداند ، و سوم آنکه آنچه را نباید بداند ، بداند . دوکلوس ☻

 

☻ کسی که به کسی حسد می ورزد، دلیل بر آن است که به برتری او اعتراف کرده است. هراس وال پول☻

 

☻ خوشبختی پروانه است. اگر او را دنبال کنید از شما می گریزد ولی اگر آرام بنشینید، روی سر شما خواهد نشست. هیوم☻

 

☻ چنان باش که به هر کس بتوانی بگویی «مثل من رفتار کن». کانت ☻

 

☻ مغرور بودن به دانش خود ، بدترین نوع جهالت است . جرجی تایلر ☻

 

☻ شانس هرگز کافی نیست . اندرو ماتیوس ☻

 

☻ وقتی که شما به بدبینی عادت کنید ، بدبینی به اندازۀ خوشبینی مطلوب و دوست داشتنی است . آرنالد بنت ☻

 

+ نوشته شده در  جمعه سوم اردیبهشت 1389ساعت 4:28  توسط جمیله دولت ابادی  | 

سلامتی

 

 

بخورید و فورا لاغر شوید !!

 

با مصرف غذاها و نوشیدنی های رژیمی، متابولیسمتان را بـالا بـرده و کالری بسوزانید. پس دفعه بعد که برای خرید مواد غـذایی بیرون می روید، یادتان نرود که این مواد را هم جزء لیست خرید خود قرار دهید.
 
یادتان بـاشد:
میزان کالری مواد غذایی اهمیت زیادی دارد و هیچ چـیز را نمی‌توانید جایگزین یک رژیم غذایی متعادل و برنامه ورزشی منظم کنید.

این 10 ماده غذایی عبارتند از:

1- آب:
تحقیقات جدید اشاره بر این دارند که نوشیدن آب، کاهش وزن را تسریع می‌بخشد. محققان در کشور آلمان دریافته اند که متابولیسم افراد مورد تحقیق، با نوشیدن حداقل 17 اونس آب، تا 30 درصد افزایش یافته است. این نوشیدنی طبیعی همچنین اشتها را نیز کاهش می دهد و با کمک به دفع سدیم و سموم بدن، نفخ و باد شکم را نیز از بین می برد. نوشیدن کافی آب در طول روز باعث می شود كه دیگر تشنگی را با گرسنگی اشتباه نگیرید!
 

2- چای سبز:
تحقیقات نشان می دهد که عصاره چای سبز، متابولیسم بدن را افزایش داده و به کاهش وزن کمک می‌کند
. این چای که در روحیه نیز تاثیر مثبت دارد، خواص ضد سرطانی نیز در داشته که از بروز بیماری های قلبی نیز جلوگیری می کند.
 

3- سوپ:
با خوردن یک کاسه سوپ به عنوان پیش غذا، هم کمتر غذا خواهید خورد و هم سریع‌تر چربی می سوزانید
. بر اساس تحقیقات انجام گرفته، سوپ در کاهش اشتها تاثیر بسیار شگرفی دارد، به این دلیل که از مایعاتی تشکیل شده که گرسنگی را برطرف می‌کند. در این تحقیق، زنان می بایست از بین سه پیش غذایی كه دارای 270 کالری بودند، یکی را انتخاب می کردند. زنانی که سوپ مرغ و برنج را انتخاب کردند، 100 کالری کمتر از سایرین مصرف می‌کردند.
 

4- گریپ فروت:
رژیم گریپ فروت افسانه نیست!
محققان دریافته اند که شرکت کنندگانی که با هر وعده غذایی یک نصفه گریپ فروت مصرف می نمودند، به طور متوسط 6/3پوند وزن کم کردند. این تحقیق اشاره بر این دارد که ویژگی‌های خاص غذایی موجود در این میوه سرشار از ویتامینC، باعث پایین آوردن سطح انسولین خون می شود که به کاهش وزن می انجامد. نکته: اگر از داروهای خاصی استفاده می‌کنید، حتما از پزشک خود سوال کنید که احیانا گریپ فروت اثر منفی روی آنها نداشته باشد.
 

5- سیب و گلابی:
براساس تحقیقات انجام گرفته، زنان چاقی که به رژیم غذایی خود سه عدد سیب یا گلابی کوچک افزودند، نسبت به زنانی که میوه را در رژیم خود وارد نکردند، بیشتر وزن کم کردند.
افراد میوه خوار میزان کالری کمتری در روز مصرف می‌کنند. مصرف این میوه های سرشار از فیبر و کم کالری، باعث می شود که احساس گرسنگی شما برطرف شده و کمتر غذا بخورید.
 
 
6-کلم بروکلی:
تحقیقات بسیار زیادی رابطه بین کلسیم و کاهش وزن را به اثبات رسنده اند. کلم بروکلی نه تنها سرشار از کلسیم است، بلکه سرشار از ویتامین C می‌باشد که جذب کلسیم را نیز بالا می برد. این ماده غذایی همچنین سرشار از ویتامین A و فیبر است. این کلم که هر فنجان آن فقط 20 کالری در خود دارد، نه تنها با چربی ها مقابله می‌کند، بلکه حاوی مواد گیاهی است که سیستم ایمنی بدن را تقویت کرده و از شما در مقابل بیماری ها محافظت می‌کند.
 

7- ماست کم چرب:
طبق تحقیقات انجام گرفته، محصولات لبنی به کاهش وزن کمک فراوانی می کنند.
افرادی که تحت رژیم های کم کالری هستند، و 3تا4 وعده مواد لبنی را جزء برنامه غذایی خود درآورده اند، نسبت به کسانی که با همان میزان کالری، مواد لبنی کمتری در رژیم غذایی خود داشتند؛ بسیار بیشتر وزن کم کردند. ماست کم چرب، منبع بسیار غنی از کلسیم است که توصیه می شود 450 میلی گرم از آن را روزانه مصرف کنید.
 

8-گوشت بوقلمون بدون چربی:
این ماده غذایی که جزء غذاهای محبوب بدنسازان است، چربی سوزی می کند. تحقیقات بسیاری ثابت کرده اند که پروتئین هم می تواند باعث بالا رفتن متابولیسم بدن شود، چربی بسوزاند و بافت های ماهیچه‌ای جدید در بدن بسازد تا شما کالری بیشتری بسوزانید. مصرف 3 اونس از سینه بوقلمون در یك وعده غذایی كه بدون چربی و بدون استخوان و پوست باشد، حدودا 120 کالری در خود دارد که حاوی 26 گرم پروتئین کاهنده اشتها، یک گرم چربی و فاقد هرگونه چربی اشباع است.
 

9- آرد جو دوسر:
این ماده غذایی که برای سلامت قلب بسیار مفید است، جزء بهترین انواع کربوهیدرات به شمار می‌رود؛ چون منبع بسیار عالی از فیبر است که حلال چربی و مقابله کننده با کلسترول می باشد. این ماده غذایی معده شما را به خوبی پر نگاه می دارد و انرژی لازم برای انجام فعالیت ‌هایتان را به شما می‌دهد. از خوردن انواع آماده این ماده غذایی خودداری کنید؛ چون نوع تازه آن است که می تواند ویتامین ها، مواد معدنی و فیبر لازم برای بدنتان را تامین کند.
 

10- فلفل تند:
محققان دریافته اند که خوردن فلفل تند، متابولیسم بدن شما را بالا برده و اشتهایتان را تقلیل می دهد.
علت آن این است که کپسای سین (ماده موجود در فلفل) موقتا بدن را برای ترشح بیشتر هورمون‌های استرس زا تحریک می‌کند، که این عمل متابولیسم را بالا برده و باعث می شود که کالری بیشتری بسوزانید.
 

این 10 ماده غذایی مفید به طریق زیر به کاهش وزن کمک می کنند:
هریک از این مواد غذایی مفید برای کاهش وزن، معده تان را خوب پر كرده و با میزان کالری کمتر، گرسنگی شمار ا کاملا برطرف می کند.

میوه های تازه و آبدار، سبزیجات و سوپ، کالری های موجود در مواد غذایی را کاهش داده و باعث می شود بدون تجاوز از حد تعادل کالری ها، بیشتر بخورید.

میوه‌های پر فیبر، سبزیجات و حبوبات دستگاه گوارش شما را سلامت و سطح انسولین خونتان را در حد تعادل نگاه می‌دارد که باعث می شود چربی کمتر در بدن ذخیره شود.
 
گوشت لخت و بدون چربی متابولیسم را بالا برده و کالری می سوزاند؛ زیرا برای هضم، نسبت به موادغذایی دیگر به انرژی بیشتری نیاز دارد.
 
 
 
☻ آدمهای آرمانگرا هنگامیکه به نادرست بودن آرزویی پی می برند بر ادامه آن پافشاری نمی کنند .  ارد بزرگ ☻
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اردیبهشت 1389ساعت 0:32  توسط جمیله دولت ابادی  | 

چندین روش برای مشارکت والدین در تعلیم و تربیت فرزندانشان


آن چه در پی می آید چندین روش برای مشارکت اولیا و مربیان در تعلیم و تربیت فرزندان و دانش آموزان است ای روشها راه کارهایی ساده عملی و روزآمد برای تعامل موثر میان خانه و مدرسه اند که امیدواریم به کارگیران آنها محیطی مناسب برای تعلیم و تربیت فرزندان این مرز و بوم فراهم سازد .


برقراری ارتباط : بین خانه و مدرسه منظم دوطرفه و معنی دار است .


1.بازخورد مثبت نشان بدهید و برای معلمان و مدیر مدرسه ارزش قائل شوید .


2.با نگرشی مثبت و ذهنی باز میان خانه و مدرسه تعامل ایجاد کنید


3.به نظرات دیگران گوش فرا دهید .


4.توانایی ها استعداد ها و علایق فرزند خود را با معلمان او در میان بگذارید .


5.انتظارات و توقعات خویش از فرزندان را با مدرسه در میان بگذارید و برای او هدفی در نظر بگیرید .


6.در صورت نیاز به بحث و گفتگو با مدرسه درباره ی پیشرفت و نگرانیهای کودکانتاناوقاتی را به این امر اختصاص دهید.


7.در کنغرانس های اولیا و مربیان با سئوالات خاصی که می خ.اهید بپرسید حضور یابید .


8.بهترین روشی را که از آن طریق می توان به شما اطلاع داد اعلام کنید ( تلفن و...) .


9. قوانین و انتظارات مدرسه را درک کنید و آن را در خانه تقویت نمایید .


10. در فرصتها و برنامه هابی غیر رسمی برای صحبت با مربیان و کارکنان مدرسه شرکت کنید .


11. سئوالات خود را صادقانه علنی و صریح بیان کنید .


12. به طور منظم در جلسات اولیا و مربیان حاضر شوید .


13. خبرنامه های مدرسه یا کلاس را مطالعه کنید .


14. از وب سایت مدرسه دیدن فرمایید .


15.تلفن های داخلی مدرسه و ساعت کاری مدرسه را بدانید .


16.کتاب راهنمایی مدرسه را مطالعه فرمایید .


17.تقاضا کنید که اطلاعات مربوط به مدرسه در دسترس شما قرار گیرد .

 

در تربیت فرزند : مهارت های تربیت فرزند ارتقا داده شده مورد حمایت واقع می شود .

 

18. فرهنگ ارزشها و اقدامات مربوط به تربیت خانوتدگی فرزند خود را با مدرسه فرزندتان در میان بگذلرید .


19. برداشت خویش درباره ی طرز برخورد مدرسه با اولیا را با مربیان و کارکنان مدرسه را در میان بگذارید .


20. برای باز نگری این برداشت ها و بهبود جو حاکم بر مدرسه با مربیان و کارکنان مدرسه همکاری کنید .


21.دوستان فرزند خویش را ملاقات کنید و سعی کنید با اولیای آنها آشنا شوید .


22. برای ارائه اطلاعات درباره ی برنامه ها و منابع خانواده با مدرسه تماس بگیرید .


23. به ایجاد و تاسیس یک مرکز اولیا در مدرسه کمک کنید و از منابع آن استفاده کنید .


24. به ایجاد و تاسیس یک کتابخانه کمک کنید و به طور منظم از آن دیدن فرمایید .


25. به توسعه برنامه ها و گروه های حمایت از اولیا یاری رسانده و در آ«نها حضور داشته باشید .


26.در کارگاه ها و سمینار های مربوط به موضوعات مختلف تربیت فرزند حضور پیدا کنید .


27. در کلاس های تربیت فرزند که در مورد رشد کودک  انتظار ها نظم و انضباط و... برگزار می شود شرکت نمایید .


28.در نمایشگاه های مربوط به اولیا و سایر برنامه هایی که ویژه اولیا و خانواده هاست حضور به هم رسانید .


29. یک کانون کتاب اولیا راه اندازی کنید تا در مورد کتاب های انتشار یافته جدید بحث کنید .


30.یک فایل اطلاعات کودک مشتمل بر سوابق پزشکی تصاویر اثر انگشت و غیره ایجاد کنید .


31. در ایجاد یا عرضه خدمات برای برای اجرای برنامه های قبل و بعد از مدرسه کمک و همکاری کنید .


32. کمک های خویش را به مدرسه اهدا کنید .


33.نظریات و دیدگاههای خویش را در مورد بازی ها و فعالیت های کودک با معلم فرزندتان در میان بگذلرید .

 


یادگیری دانش آموز : اولیا در کمک به یادگیری دانش آمئز نقش بسیار مهمی ایفا می کنند .

 

34.هر روز درباره ی انجام تکالیف و چگونگی گذران اوقات فرزندتان در مدرسه با او گفتگو کنید.


35.نقاط ضعف و قوت فرزندتان را را در زمینه های مختلف مربوط به مدرسه بشناسید .


36. به فرزندانتان کمک کنید طرح ها را به مراحلی کوچک تر و قابل کنتر تر تبدیل کند .


37.یک مکان آرام بی سروصدا دارای نور خوب کافی و با لوازم اساسی مدرسه برای فرزندتان فراهم کنید تا در آن به مطالعه و انجام تکالیف بپردازد .


38. یک برنامه هر روزه پایدار و غیر قابل تغییر برای مطالعه و انجام تکالیف درسی ایجاد نمایید .

 

39. تلاش ها و کارهای مدرسه ای کودک را تایید کرده و مورد تشویق قراردهید .


40.علایق سرگرمی ها و توانایی های خویش را با فرزندتان در میان بگذارید .


41. کتاب مجله و موادی از این قبیل را برای فرزند تان فراهم کنید تا شبانه مطالعه نماید.


43.با اعضای خانواده به کتابخانه باغ وحش موزه یا پارک بروید وتجاربی جدید و لذت بخش برای آنها فراهم کنید .


44.با معلم فرزندتان در مورد ایجاد فعالیتها و بازی های  آموزنده صحبت کنید .


45.تکالیف تعاملی فرزندتان را با وی کامل کنید .


46.در جلسات مربوط به انتظارات از یادگیری ارزشیابی و روشهای نمره دادن شرکت نمایید .


47.در تعیین اهداف و ایجاد یک طرح آموزش شخصی برای فرزندتان کمک کنید .


48.در فعالیتهای که کمک می کند تکنولوژی آموزشی را بشناسید مشارکت نمایید .


49. به طراحی برنامه های شبانه خانواده برای بهبود و توسعه عادات مطالعه انجام تکالیف و غیره کمک کنید و در آنها مشارکت داشته باشید .


50. به ایجاد مرکز مطالعه و تدریس خصوصی مدرسه فرزندتان و عرضه خدمات به آن کمک کنید و از آن بازدید کنید.

 

☻  علم بدون دین لنگ است و دین بدون علم، کور.  آلبرت اینشتین ☻

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم فروردین 1389ساعت 14:31  توسط جمیله دولت ابادی  | 

☺ اولین گام در تربیت فرزندان اصلاح خانواده است ☺

اصلاح خانواده به این معنی است که هر یک از پدر و مادر و دیگر افرادی که در خانه زندگی می کنند٬ با مسئولیت های خود آشنا باشند و دستورات اسلامی را بر رفتار و عملکردشان عملی نمایند٬ تا افرادی
که در آن خانه زندگی می کنندبدون زحمت و رنج فراوان با ارزش های اسلامی انس پیدا کنند . پدر و مادر بهترین الگو برای فرزندان خود هستند ٬و هر گونه لغزش و خطا و انحرافی که از آنان سرزند
می تواند مستقیما بر روی فرزندانشان نیز اثر بگذارد .به این دلیل با سواد بودن و داشتن آگاهی لازم از امور دینی و التزام مناسب به احکام شرعی از وظایف پدر و مادر است و بدون آن نخواهند توانست
گامی موفقیت آمیز در تربیت فرزندان خویش بردارند .


تربیت خانوادگی نقش بزرگی در جهت دادن منفی یا مثبت به فرزندان دارد چرا که خانه نخستین کانون تربیتی فرزند است و او قبل از آنکه  از تربیت مدرسه و جامعه برخوردار شود از تربیت خانه و
خانواده برخوردار می گردد و او در درست کاری و رفتار صحیح خویش مدیون والدین است . پاره ای از مردم حاضر نیستند با فرزندان خود صحبت کنند و یا آداب سخن گفتن را به آنه تعلیم دهند
و اگر آنان چیزی گفتند نمی خواهند بشنوند و اگر چیزی پرسیدند آماده نیستند به پرسشهایشان پاسخ دهند و چه بسا که سخنان فرزندان خود را تکذیب می کنند هر گاه آنان لب به سخن گشودند فورا مانع
صحبت کردن آنها می شوند و دستور می دهند که ساکت باشند ... این گونه تربیت موجب می شود که فرزندان از عزت نفس محروم شوند و از اراده ی قوی و رای درست بی بهره باشند.

 

☻ ارد بزرگ :  کسی که گذشت و بخشش در درونش نیست تنها نام آدم را بر خود دارد ☻

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم فروردین 1389ساعت 13:17  توسط جمیله دولت ابادی  | 

آیا دانش آموزان ابتدایی نیاز به برنامه ریزی دارند ؟

 

 

همه ی افراد در هر موقعیتی که قرار دارند به منظور انجام موفق فعالیتهایی که باید انجام دهند٬ نیاز به برنامه ریزی دارند .
دانش آموزان ابتدایی نیز از این قاعده مستثنا نیستند و آنها نیز با توجه به موقعیت خود نیاز به برنامه ریزی دارند٬ اما برنامه ریزی آنها با دانش آموزان دیگر متفاوت است٬ چون شرایط خاص آنها از نظر سن٬
پایه و مقع تحصیلی برنامه خاص خود را می طلبد که باید والدین در این خصوص به آنها کمک کند .


به منظور آشنایی والدین برای برنامه ریزی دانش آموزان ابتدایی توصیه می شود :

1. از فرزند خود بخواهید که فهرستی از فعالیتهای خود٬ اعم از فعالیتهای درسی و غیر درسی تهیه کند و سپس به او کمک کنید تا مدت زمانی را که در اختیار دارد٬ برای انجام آن فعالیتها تقسیم کند . این کار نقطه شروعی است که کودکان را به برنامه ریزی عادت می دهد تا در مقاطع بالا بتوانند بهترین برنامه ریزی را برای خود داشته باشند .


2. با الگو قرار دادن برنامه های دبستان برنامه ریزی را به او یاد دهید . مثلا به او بگویید :(( این که باید در دبستان حاضر باشی٬ در ساعت معینی سر کلاس بروی ٬در ساعت معینی درس خاصی داری
و در ساعت معینی باید استراحت کنی و نهایتا در ساعت معینی به منزل برگردی )) در منزل نیز اگر برنامه ریزی داشته باشی٬ می توانی به درسهایت برسی تفریح بروی و... در غیر این صورت
وقتت هدر می رود و نمی توانی کارهایت را انجام دهی .


3. با توجه به وضعیت خاص دانش آموزان ابتدایی در کوتاه بودن زمان توجه بهتر است که زمان انجام تکالیف دانش 6 تا 8 ساله 40 دقیقه 9 تا 11 ساله حد اکثر 60 دقیقه و بچه های 12 تا 16 ساله
حداکثر 90 دقیقه باشد .


4. خودتان الگوی مناسبی برای او باشید و با برنامه ریزی در امور منزل به صورت غیر مستقیم برنامه ریزی را به او آموزش دهید  

  
5.برنامه ریزی نباید صرفا درسی باشد بلکه باید همه فعالیتهای مورد علاقه او در برنامه گنجانده شود .


6.شروع انجام تکالیف یا تمرین درس ها بلافاصله پس از مراجعت دانش آموز از دبستان نباشد بلکه زمانی باشد که او استراحت کافی کرده باشد .


7. برنامه دانش آموز طوری تنظیم شود که بیش از 2 ساعت مشغول انجام تکالیف درسی خود نباشد .

 
8. سعی بر این باشد پس از انجام تکالیف داده شده از طرف دبستان بقیه وقت او صرف درسهایی شود که در آنها مشکل دارد


9. وقتی که قرار گذاشتید که فرزندتان تکالیفش را از ساعتی معین آغاز کند یک ربع از زمان مقرر انجام تکالیف را یادآور شوید تا با آرامش آن را تمام کند .


10. فرزند با نظم و برنامه را تشویق کنید تا این رفتار در او پایدار شود و در آینده نیز از آن استفاده کند . 

 

 ☻ اولین درسی که والدین باید به فرزندان خود بیاموزند، صداقت است. شوپنهاور ☻

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم فروردین 1389ساعت 12:50  توسط جمیله دولت ابادی  | 

آمـــــوزش علـــــوم در دوره ابــــتدایی

 

هر نهاد آموزشی بر این فرض استوار است که فرد آنچه را که در آن نهاد یاد می گیرد ٬ در زمان حال و در آینده در محیطهای شخصی ٬ اجتماعی و طبیعی خود به کار خواهد گرفت . نهاد های اموزشی باید به شاگردان کمک کنند تا در خود محتوی ٬مهارتها  ٬گرایشها ارج شناسیها و علایقی را پرورش دهند که به موقعیت های دیگر قابل انتقال باشد و دستخوش فراموشی نشـــــود .

دنیای که ما در ان زیست می کنیم همواره در حال تحول است . اندیشهایی که دیروز معتبر بودند ممکن است امروز یا فردا آنچنان معتبر نباشد تمامی دنیا دانش ٬ نحوه ی زندگی ٬ قدرت و منابع خود را در بوته ی آزمایش قرار داده است .

ماهیت یادگیری :

در دهه ی گذشته کارهای ژان پیاژه تاثیر زیادی بر برنامه های علوم دوره ی ابتدایی داشته است .پیاره چهار مرحله برای رشد کودک قائل شده است برای اینکه کودک به مرحله تفکر صوری برسد باید از مراحل پیشین رشد به ترتیب بگذرد براي رسيدن به مرحله ي بعدي گذراندن مرحله ي قبلي رشد ضروري است . از انجا که هر مرحله به مرحله بعدي پيوسته است  حذف يا نادديده گرفتن مراحل ممکن نيست . براي تدريس بايد اين مراحل را درک کرد چون هر مرحله ي خاص رشد کودک در محتويات و نحوه ي تدريس و ارزيابي اثر مي گذارد .چهار مرحله که پياژه براي رشد کودک قائل شده است عبارتن از :


۱.حسي_حرکتي     تولد تا دو سالگي
۲.پيش عملياتي     دو تا هفت سالگي
۳.عمليات عيني     هفت تا يازده سالگي
۴.عمليات صوري ( يا تفکر صوري )   يازده تا پانزده سالگي

کاوشگري جمع آوري و آماده کردن اطلاعات :
وقتي کودک رويداد را مشاهده مي کند٬ مي تواند ان را جذب کند يا انطباق دهد. اگر اين مشاهده با آنچه وي انتظار دارد اتفاق بيفتد٬ سازگار باشد مي تواند ان را در چارچوب مفهومي خود جذب کند . اگرمشاهده ي رويداد در آنچه کودک انتظار دارد اتفاق بيفتد نمي گنجد آن مشاهده يک مشاهده ي ناهمخوان است. اين مشاهدات ناهمخوان ممکن است کودکان را به پرسيدن  وا دارد٬ که اين خود قسمت مهمي از برنامه ي آموزشي علوم را تشکيل مي دهد . کودکان بايد به پرسيدن و سپس به جستجوي پاسخ ها ترغيب شوند.کاوشگري اصطلاحي است  که به روندي اطلاق مي شود که کودک به وسيله ي آن سعي مي کند مسئله ي خود را حل کند.
کودک براي حل مسائل٬ علاوه بر برخي از اطلاعات به مهارتها و نگرشهاي معيني نيز نياز دارد . با آنکه مي توان کاوشگري را به طرق مختلف تعريف کرد٬ ما آن را به اين نحو تعريف مي کنيم :

 کاوشگري حالتي از يادگيري است که به وسيله ي مشاهدات ناهمخوان از طريق جمع اوري و آماده کردن اطلاعات حل وفصل مي شود. کاوشگري به کودک کمک مي کند که براي مسائلي که در زندگي انان بروز مي کند ٬درست مانند مسائلي که در تجسسهاي دانشمندان بروز مي کند٬ پاسخ ههايي بيابند . کودکان هميشه شاگردان سر کلاس نخواهند بود٬ بلکه در دنيايي زندگي خواهند کرد که مسائل متعددي دارد و هر کس بايد به روش خود به انها پاسخ دهد .

جمع اوري اطلاعات :

 
کودک براي حل وفصل ناهمخوانيهايي که مشاهده مي کند٬ احتياج به اطلاعات دارد . در بسياري از کلاسها معلم ناهمخوانيها را با پاسخ گفتن به سوال کودک يا ارجاع وي به کتاب٬ بر طرف کند .
در يک کلاس کاوشگري٬ خود شاگرد ناهمخواني را با حداقل کمک معلم حل مي کند . يراي اين کار کودک نياز به اطلاعاتي دارد که خود او با مشاهده٬ اندازه گيري٬ مقايسه و شناسايي اجزاء در محيط به دست مي آورد .
کودک معمولا اين اطلاعات را با بهره گيري از حواس پنجگانه خود کسب مي کند. به کودکان بايد فرصت داده شود تا حواس خود را براي جمع آوري اطلاعات به کار گيرند . 

آماده کردن اطلاعات :
هر فرد با تمرين مي تواند مهارتهاي کاوشگري لازم را براي آماده کردن داده هاي جمع آوري شده به دست بياورد وبدين ترتيب يک مشاهده ي ناهمخوان را حل وفصل کند . ممکن است کودک اين فرايند را با
طبقه بندي اطلاعات آغاز کند . در اين صورت شايد به جمع آوري اطلاعات بيشتري نيازمند باشد . اين بدان معني نيست که اطلاعات جمع آوري شده صحيح است بلکه بدان معني است که اطلاعات بيشتري
جمع اوري مي شود .وقتي کودک حس کند که به اندازه ي کافي مشاهده جمع آورده است و اين داده ها را طبقه بندي کرده است ممکن است استنباط ها يا حتي فرضيه هايي درباره ي ناهمخواني تدوين کند .


کشف کردن :


فرايند کاوشگري ادغام مشاهدات به ظاهر ناهمخوان را در چارچوب مفهومي کودک ممکن مي کند . اين امر وقتي اتفاق مي افتد که کودک ناگهان مشاهده ي ناهمخوان را  درک مي کند. کودک براي خودش کشف کرده است٬  کشف کردن شامل جذب و انطباق يک مشاهده ي ناهمخوان درک شده در چارچوب مفهومي است . همه کشف کردن را يک جور تعريف نمي کنند . ما باور نداريم که روش تدريسي به نام تدريس
کشف کردن وجود دارد کشف کردن کاري است که هر کس بايد براي خود انجام دهد .شما مي توانيد فنون تدريسي را به کار بريد که کودکان را به کاوشگري ترغيب کند و در نتيجه کشفياتي براي خود انجام دهد. ولي اين تدريس کشف کردن نيست٬ بلکه يادگيري کشف کردن است .


کاوشگري در کلاس :


معمولا در مدارس ابتدايي از دو شيوه ي تدريس علوم استفاده مي شود : (1). تدريس تعليمي٬ که با کنترل و راهنمايي معلم٬ کتاب و برنامه ي آموزشي صورت مي گيرد .(2).تدريس کاوشگري که در آن يادگيرنده خود به کشفياتي دست مي يابد .  در بيشتر کلاسهاي علوم به صورت تعليمي تدريس مي شود ٬کودکان پرسش نمي کنند٬ يا اگر مي کنند به آنها اجازه داده نمي شود يا ترغيب نمي شوند تا پاسخها را خود بيابند .پاسخها يا نتيجه هاي مسائل توسط معلم يا کتابهاي درسي به کودکان داده مي شود . معلم فرض مي کند که کودکان همه ي چيزهايي را که او تدريس مي کند به عنوان واقعيت مي پذيرند و وي يا کتاب را به منزله ي ارائه دهنده ي پاسخ به پرسشها مي پندارند .


به منظور برانگيختن يک کلاس کاوشگري ٬بايد کودکان را براي جمع آوري و اماده کردن  داده ها آزاد بگذاريد و مواد لازم را براي دستکاري کودکان مهيا کنيد تا انها بتوانند ناهمخوانيها را ملاحظه کنند ٬داده ها را جمع آورندو مهارتهاي کاوشگري را به کار گيرند . دراين کلاس از فشار معلم و پاداشهاي بيروني که معمولا براي پاسخ صحيح داده مي شود خبري نيست .


ماهيت علوم :


علم غالبا به مثابه ي مجموعه اي سازمان يافته از دانسته ها و تعميمهايي بر اساس اين دانسته ها تعريف مي شود . برخي از تعاريف همچنين دانسته هايي را در بر مي گيرد که از طريق مشاهده و آزمايش و استدلال به دست آمده است . ما علم را به مثابه ي مجموعه اي از دانسته ها تعريف نمي کنيم . از اين رو ٬ما هدف هاي برنامه يعلوم دوره ي ابتدايي را بر حسب دانسته هاي علمي تعريف نمي کنيم .
ما منکر اهميت دانسته ها نيستيم٬ اما دانسته ها محصولات نهايي برنامه ي علوم نيستند . دانسته ها همان خشتهايي اند که  مفاهيم واصول را مي سازند و مفاهيم و اصول طرحهايي مفهومي هستند که
علوم را تشکيل مي دهند .
پس علم مجموعه اي از مطالب و روش هايي است که براي به وجود آوردن٬ سازمان دادن و ارزيابي آن مطالب به کار برده مي شود .اين روش ها کنش متقابل دستکاري فيزيکي و فرايندهاي ذهني را شامل مي شوند . فرايند هاي ذهني آنهايي هستند که براي جذب و انطباق لازمند . بنابراين کودک بايد داراي مهارتهاي رواني-حرکتي معين٬ مهارتهاي کاوشگري معين و نگرشهاي معين٬ قدرشناسي٬ علايق و محتوي باشـــــــــــــــــد .  

 

☻ مردم اشتباهات زندگی خود را روی هم می ریزند و از آنها غولی بوجود می آورند که نامش تقدیر است . جااولیور هاینز ☻

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم فروردین 1389ساعت 15:45  توسط جمیله دولت ابادی  |